
روزهای عمر میگذرند، به شکل فریبنده ای روزها کش دار به نظر میرسند اما در حقیقت عمرمون به سرعت در حال گذر هست. کمی ترسناک هست که کمتر از سه سال به شروع دوران میانسالی مونده اما هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن مونده. غم انگیزتر از اون دیدن نشان گذر عمر بر جسم و جان عزیزانمون هست، ای کاش که اینطور نبود... نوشتم یادم باشه به فرزند نداشته ام یادآوری کنم که قدر لحظه لحظه زندگی شو بدونه و هر لحظه رو جوری بگذرونه که بعد هیچ وقت از کرده هاش پشیمون نشه.....
ادامه مطلب
امشب هم از شب های تنهایی ه. این بار درس خوندن در شرایط سخت تری وجود داره. امشب دلم میخواد به جای بیدار موندن و اصرار برای کنار زدن افکار مزاحم, بخوابم و رویاهامو توی خواب ببینم. خیلی وقت بود به بهانه ی بهانه های قدیمی گریه نکرده بودم. یه جور خاصیه. هم غمگینی ه نبود گذشته است و هم یه جور شادی عجیبی ته دل ایجاد میکنه که حالا همچین هم زندگی بد نبوده و یه روزایی توام شور جوانی تو احساس کردی. مسخرس اگر کل این حس به خاطر PMS احتمالی باشه. اوه من باید ازین دلیل اوردن برای کارها و حرفام دست بکشم! حتی اگر PMS هم باشه باز هم احساس "من" ه. دوران طرح هم خوبه. محیط کارم و همکا...
ادامه مطلب